مسجدسلیمان طفل نظر خورده .
یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود مادری از جنس خاک در نیم کره جنوبی به نام ایران آبستن میشود
و به امید تولد فرزندی با بد بیاری زمانه ، روزگار میگذراند
تا فرا رسیدن روز موعود ،
طفل بی جان با ترکاندن سراب سیاه شادی را به خانه اورد
و مادر مفتخر امید داشت این فرزند خلف عصای دستش شود .
روزها همچنان یکی پس از دیگری سپری ، دریغا این طفل نو رسیده حتی
قادر به سینه خیز رفتن نبود و نه امیدی برای گام برداشتن
تا اینکه طبیبان از مداوای او درماندند
نذر ودعا هم در این رهگذر کارساز نبود عده ا ی میگفتند شاید این نظر خوررده باشد
بهتر است برایش دعایی بکنیم
شاید امیدی برای راه رفتنش باشد اما زهی خیال باطل این ها جز توهمات و
پریشانی افکار نبود
روزها همچنان سپری می شد و این طفل بی جان آرزوی گام برداشتن را در دور دستها آرزو می کرد
و تا امروز که اذهان واقلام هیچکدام از بهبودی این طفل قلم نرانده
و تنها تجویز طبیبان همان واکسن سه گانه سکوت ، سوختن ، انتظار بود که نوید عقب ماندگی را به او می داد
و این معلولیت بود سایه سیاه مانند دیو ی سیاه بر این طفل عقب مانده می گستراند
راستتی تا کی باید شاهد این تازیانه های بی اعتنایی بر پیکر این طفل عقب مانده باشیم
تا کی باید شاهد این باشیم که پیکر این طفل را با تکرار ضربه های گوش خراش مته های برقی سالی چند بار سوراخ سوراخ کنند
راستی کدام صدا را میخواهند به گو شها برسانند
تا کی باید این موسیقی نا هنجار ارامش این پیکر عقب مانده را بر هم بزنند
بدون بردن او به اتاق عمل و بدون هیچگونه هوشبری
تا کی باید برای خالی نماندن عریضه به زیر ورو کردن پرونده های این بیمار پشت درهای بسته به ریش بزی ها بخندن
راستی از این طفل معلول کدام کودک باید پا بگیرد
یا کدام دست که به سوی او درازشود تا او را راه رفتن بیاموزد
کدام چشم به غبار نشسته این محرومیت را نظاره میشود
یا کدام زبان گویا بازگو کند
وکدام گوش که فقط بشنود
ما وارثان این طفل عقب مانده که بخت یاریمان نشد
اگرچه نسلی سوخته و به خاکستر نشسته ایم
لذا باید با نگرشی اگاهانه در این برهه از موقعیت سیاسی اجتماعی
غبار بی اعتنایی را از چشمها پاک وصاد قانه برای نجات این طفل معلول
قدم برداریم
راستی کجا برای طفل معلول جشن تولد میگیرند
با کدام دل شاد ،اگر می خواستیم صدمین سال تولدش را جشن بگیریم ؟
به انتظار خورشید سرد
کدام جوانه سر میزند
یا به کدام سرای بیمان
کدام گدا در میزند
نوشته : آنو
بود

